على محمدى خراسانى

56

شرح رسائل (فارسى)

امور حسيه هستند ، نظير علم حساب كه پيرامون عدد گفتگو مىكند و علم هندسه كه راجع به كمّ متصل سخن مىگويد ، سرّ اينكه اين‌گونه از دانشها موادشان به حس نزديك است آنست كه مسائل و قضاياى هندسى و حسابى نوعا از قضاياى برهانى است و قضاياى برهانى بلاواسطه يا مع الواسطه به بديهيات ستهء منطقى يعنى اوليات - مشاهدات - فطريات - حدسيات - متواترات و تجربيات منتهى مىشوند و اين قضايا اگرچه عقلى هستند ولى در بداهت و وضوح همانند امور حسيّه مىباشند در اين‌گونه از علوم و دانشها خطا و اشتباه راه ندارد بدليل اينكه اشتباه در يك استدلال يا از لحاظ صورت و شكل الاستدلال است از قبيل اينكه حدّ وسط مثلا در صغرى و كبرى كاملا تكرار نشده و يا مثلا موجبه بودن صغرى و يا كلّيت كبرى رعايت نشده و بقول شيخ بهائى : مغكب اول خينكب ثانى و مغكاين سيم * در چهارم مين كغ يا خين‌كاين شرط دان اين رمزها در استدلال رعايت نشده و يا از لحاظ موادّ اوّليهء استدلال است كه مثلا به جاى برهان از مغالطه استفاده شده و . . . حال انسان دانشمندى كه با قواعد منطقى سروكار دارد با اين دستورالعملها به خوبى آشنا است و لذا خطا از حيث صورت معقول نيست و از جهت مادّه هم چون مواد قريب به حس است اشتباه معنى ندارد و لذا در مسائل اصلى حساب و هندسه اختلاف نظر در كار نيست . 3 - دانشهائى كه موادّ آنها يعنى صغريات و كبرياتشان نه حسى است و نه قريب به حس است بلكه از امور عقليّه نظريه و استدلاليه است و بقول محدث استرابادى « بعيدة عن الاحساس » نظير دانش حكمت الهى كه پيرامون وجود و حقايق وجودى گفتگو مىكند . . .